تقرير بحث السيد الخميني للاردبيلى
266
تقريرات فلسفه امام خمينى ( شرح منظومه ) ( فارسى )
صرف القوه بعد از تخصص در آنجايى كه حصّهاى از او منحاز گشته بر اثر ترتيب مخصصات و گذشتن ايام و تأثير فصول و تأثير تمام عوامل طبيعت ، اين حمل ، يعنى قوهء مخصصهء از هيولى ، در ظرفى از ظروف تربيت شده و در مراتب ، سير كمالى نموده تا به جايى مىرسد كه فرد براى يك كلى مىشود . مثلًا اين گياهها كه بيابانها و چمن زارها را پر كرده و طعام انواع حيوانات مىشوند ، به واسطهء تخصصات در حقيقت نباتيه ، تفريد مىشوند ، مثلًا بعد از آنكه در هضم اول ، يعنى دهان جويده شد وارد معده گشته در معده به واسطهء تبخيرات و نزجها و رطوبتها و فشارها تقسيم گرديده ؛ قسمتى كه قابل جذب هيچ قوهاى از قواى حاضر در معده نبوده و از مورد تقسيم صاحبان نصيب خارج است دفع مىشود ، بعد در هاضمهء بعدى به تحليل رفته و عصارهء آن كشيده مىشود و از اين عصارهء معده آنچه نياز عضو تحليلى است ، عضو گشته و آنچه ما زاد بر عضو بودن و تنميهء بدن براى توليد مثل است و در سرتاسر اعضاى فحل شدن به وديعت گذاشته شده ، بعد از آنكه به واسطهء حرارت غريزيهء بدن و پيدايش نزج و تأثير اين عامل طبيعت ، از اين اعضا به عالم ديگرى منتقل شد ، در مهد ديگرى تحت تربيت مربى و مخصص ديگرى واقع گرديده ، يعنى در رحم مادرى قرار مىگيرد و همهء موجودات عالم از تأثير فصول و اثر مريخ و مشترى گرفته تا تغذيهء مادر از اغذيهء طبيعت و استفاده از آب و هوا و گذشتن مدتى و قرار گرفتن تحت مالش طبيعت و حرارت معتدلهء رحمى به ترقى و تكامل آن كمك نموده . و بالجمله : ابر و باد و مه و خورشيد و فلك در كارند ، تا تو فردى از كلى انسان شوى . پس عالمى كه از تخصصات و لواحقات و استعدادات بيرون است و از مدّ سير هيولى خارج است ، جهت امكان آن در وجود او كافى است ؛ زيرا گفتيم : توليد فرد مسبب از تخصص هيولاست و بعد از تخصص ، تأثير عوامل و مخصصات در اينكه اين حصّه را لايق و قابل خلعت موهبت وجود نمايد ، دخيل است . و مادامى كه تخصصات ، اين قوهء ناقابل را قابل مكرمت و لايق موهبت ننمايد ، عطا به محل